زنده باد زندگی

مــــــــــداحــی،مــــــــــوزیــــــک،دلـــــــــنوشــــــــته

هیئت نوکران مهدی (عج) قم شهادت امام هادی (ع)

[ ] [ 10:36 PM ] [ yasmas ]

[ ]

جزوه ی درسی ذخیره و بازیابی اطلاعات

جزوه ی درسی ذخیره و بازیابی اطلاعات


قابل استفاده دانشجویان کاردانی ، داوطلبان کنکور کارشناسی کامپیوتر و کلیه علاقه مندان

حجم فایل: 516 KB
نوع فایل: PDF
تعداد صفحات : 41 صفحه
ناشر : وب سایت آیاپیر
گرداوری و تنظیم : صدیقه ولیپور

در این جزوه آمده است :


فصل اول : وسایل ذخیره و بازیابی اطلاعات
فصل دوم : ركورد ، بلاك و روش های بلاك بندی
فصل سوم : تكنیك های بلاك بندی
فصل چهارم : چگالی لود اولیه و لوكالیتی
فصل پنجم : ارزیابی پارامترهای دیسك و نوار
فصل ششم : فایل پـــایل
فصل هفتم : فایل ترتیبی (sequential)
فصل هشتم : فایل شاخص دار و چند شاخصی
فصل نهم : تكنیك های بهبود آدرس دهی

فصل دهم :فایل های مستقیم (Direct Access File)


 دانلود جزوه ذخیره و بازیابی اطلاعات


برچسب‌ها: آموزش

[ ] [ 12:3 PM ] [ yasmas ]

[ ]

فاطمیه دوم 14 فروردین 1393 - هیئت لوالزینب قم

[ ] [ 1:47 PM ] [ yasmas ]

[ ]

دانلود آهنگ جدید شادمهر عقیلی بنام رابطه

 دانلود آهنگ جدید شادمهر عقیلی بنام رابطه






دانلود آهنگ با کیفیت 128 
Download


برچسب‌ها: موزیک

[ ] [ 8:36 PM ] [ yasmas ]

[ ]

دانلود آلبوم جدید و فوق العاده زیبای ۵ Five

دانلود آلبوم جدید و فوق العاده زیبای ۵ Five

( با صدای : رضا صادقی ، رضا شیری ، مهدی مقدم ، محسن خانی ، امیر علی )

 ( ترانه : حمید فریزند ، امیر علی / میکس و مسترینگ : مسعود جهانی )

 ( آهنگ : رضا شیری ، انوشیروان تقوی ، امیر علی )

 ( تنظیم : مسعود جهانی ، امیر علی ، انوشیروان تقوی )

( تهیه شده در استودیو رضا شیری )

Five - 01 [128].mp3  

 Five - 02 [128].mp3 

 Five - 03 [128].mp3 

 Five - 04 [128].mp3 

 Five - 05 [128].mp3 

 Five - 06 [128].mp3 

 Five - 07 [128].mp3 

 Five - 08 [128].mp3 





دانلود یکجا (زیپ)



برچسب‌ها: موزیک

[ ] [ 11:27 AM ] [ yasmas ]

[ ]

کسی حرفم نمی فهمه

کسی حرفم نمی فهمه

 

هنگامی که با تو بودم
از پشت خودت که نگاه کردم
همه جا امن بود
من و تو بودیم
و من زمانی که با تو هستم
حتی سایه خود را هم نمی خواهم که همراه من باشد
من می خواهم همیشه تو با من باشی
وقتی سایه رقیبی برای همراهی من با تو هست
من سایه نمی خواهم
من تو را می خواهم
فقط برای تو و به عشق با تو بودن زنده هستم
این گونه من دلتنگ تو می شوم
وقتی همراهم نیستی
دردم را به چه کسی بگویم
کسی حرفم نمی فهمه
چه بگویم
می دانم عروسکی بیش برای تو نیستم
من اين جا هنوز هم منتظرت هستم
منتظر آمدنت
منتظر خبری از تو
اما نیامدی
خبرت هم نرسید
بعد از رفتنت

 من کسی را همراه نداشتم

حتی سایه خودم را هم به خاطر تو جواب کردم…





برچسب‌ها: داستان

[ ] [ 11:54 PM ] [ yasmas ]

[ ]

فرشته بيكار

فرشته بيكار

 

روزي مردي خواب عجيبي ديد ؛ديد كه پيش فرشته هاست و به كارهاي انها نگاه ميكند

هنگام ورود دسته بزرگي از فرشتگان را ديد كه سخت مشغول كارند و تند تند نامه هايي را كه توسط پيك هايي كه  از زمين مي رسند باز مي كنند و انها را داخل جعبه ميگذارند

مرد از فرشته اي پرسيد: شما چكار مي كنيد .فرشته  در حالي كه نامه اي را باز مي كرد گفت:اينجا بخش دريافت است و ما دعا ها و تقاضاهاي مردم را از خداوند تحويل ميگيريم

مرد كمي جلوتر رفت باز تعدادي از فرشتگان را ديد كه كاغذهايي را داخل پاكت ميگذارند و انها را توسط پيك هايي به زمين مي فرستند.

مرد پرسيد:شما ها چه كاري انجام ميدهيد .يكي از فرشتگان با عجله گفت:اينجا بخش ارساال است الطاف و رحمت هاي خداوند را براي بندگان به زمين مي فرستيم

مرد كمي جلوتر رفت و يك فرشته را ديد كه بيكار نشسته است با تعجب از فرشته پرسيد: شما چرا بيكاريد

فرشته جواب داد اينجا بخش تصديق جواب است مردمي كه دعا هايشان مستجاب شده بايد جواب بفرستند ولي فقط عده بسيار كمي جواب مي دهند

مرد از فرشته پرسيد مردم چگونه مي توانند جواب بفرستند

فرشته پاسخ داد:بسيار ساده فقط كافيست بگويند خدا را شكر



[ ] [ 11:48 PM ] [ yasmas ]

[ ]

دانلود آلبوم جدید زانیار خسروی به نام ۲۸

[ ] [ 9:26 PM ] [ yasmas ]

[ ]

دانلود آلبوم شخصی فرزاد فرزین

دانلود آلبوم شخصی فرزاد فرزین
دانلود رایگان و کامل آلبوم شخصی فرزاد فرزین




دانلود با کیفیت ۱۲۸

Bargard [128].mp3

 Man O To [128].mp3

 Lahzeha [128].mp3





برچسب‌ها: موزیک

[ ] [ 9:21 PM ] [ yasmas ]

[ ]

دانلود آهنگ جدید محسن یگانه به نام بازم بخند

دانلود آهنگ جدید محسن یگانه به نام بازم بخند 


حرفایی که نمیگیو از تو چشات می‌خونم
به یاد من نباشیم، به یاد تو میمونم
همیشه اون نگاه تو حرفای تازه داره
با من دوباره حرف بزن، بازم بخند دوباره.بخند، وقتی‌ می‌خندی میگم غصه رو بی‌خیالش،
بخند که غم از توی شعر‌ام بره رده کارش
آره بخند وقتی‌ می‌خندی غم کاری باهام نداره
بخند که این غصه دیگه سر به سرم نذارهخندهٔ‌ تو می‌ارزه به دارو نداره دنیا
تا غمگین میشی‌ شک می‌کنم همش به کار دنیا
وقتی‌ که شادی از نگات حتا یه لحظه دوره،
دنیا تو اون لحظه برام چه سرد و سوت و کوره.







MP3 -128

Mohsen Yeganeh – Bazam Bekhand


برچسب‌ها: موزیک

[ ] [ 9:8 PM ] [ yasmas ]

[ ]

اسلایدهای درس ذخیره و بازیابی اطلاعات استاد کریمی دانشگاه شهاب دانش

[ ] [ 8:49 PM ] [ yasmas ]

[ ]

اسلایدهای درس برنامه نویسی ++c استاد کریمی دانشگاه شهاب دانش

[ ] [ 8:28 PM ] [ yasmas ]

[ ]

دانلود آلبوم جدید و فوق العاده زیبای حمید عسکری به نام خوشبختی باکیفیت 128

[ ] [ 2:27 PM ] [ yasmas ]

[ ]

شب شهادت حضرت معصومه سلام الله علیها - هیئت لوالزینب ،20 بهمن 1392 - Mp3

[ ] [ 10:26 AM ] [ yasmas ]

[ ]

وفات حضرت معصومه (س)تسلیت باد

[ ] [ 4:33 PM ] [ yasmas ]

[ ]

عینی فرد | شب تاسوعا۹۲-زنجان

[ ] [ 11:40 PM ] [ yasmas ]

[ ]

من از کودکی عاشقت بوده ام

حسین عینی فر در روز دوم محرم الحرام 

  من از کودکی عاشقت بوده ام (شور)

[ ] [ 1:55 PM ] [ yasmas ]

[ ]

دانلود0011

[ ] [ 9:3 PM ] [ yasmas ]

[ ]

بينش ژرف و ايمان راسخ حضرت اباالفضل

امام صادق سلام الله علیه :

كانَ عَمُّنَا العَبّاسُ بنُ عَلِيٍّ نافِذَ البَصيرَةِ صُلبَ الإيمانِ جاهَدَ مَعَ أبي عَبدِاللَّهِ و أبلى بَلاءً حَسَناً و مَضى شَهيداً؛

عموى ما، عبّاس، داراى بينشى ژرف و ايمانى راسخ بود؛ همراه با امام حسين سلام الله علیه جهاد كرد و نيک آزمايش داد و به شهادت رسيد.

دانش‌نامه اميرالمؤمنين: ح 10


[ ] [ 11:35 AM ] [ yasmas ]

[ ]

خداحافظ مرد تمام نشدنی..........

خداحافظ مرد تمام نشدنی


[ ] [ 4:22 PM ] [ yasmas ]

[ ]

دانلود فیزیک هالیدی جلد 1

[ ] [ 4:29 PM ] [ yasmas ]

[ ]

دانلود بازی Fort Conquer 1.0.9

[ ] [ 6:18 PM ] [ yasmas ]

[ ]

می‌گن یه روز جبرئیل می‌ره پیش خدا گلایه می‌کنه

می‌گن یه روز جبرئیل می‌ره پیش خدا گلایه می‌کنه

که:‌آخه خدا؟ این چه وضعیه آخه؟ ما یه مشت ایرونی داریم توی بهشت که فکر می‌کنن بهشت كه فكر ميكننداومدن خونه باباشون! بجای لباس و ردای سفید، همشون لباسهای مارک‌دار و آنچنانی می‌پوشن! هیچکدومشون از بالهاشون استفاده نمی‌کنن، می‌گن بدون بنز و بی‌ام‌و جایی نمی‌رن! اون بوق و کرنای من هم گم شده، یکی از همین‌ها دو ماه پیش قرض گرفتش و دیگه ازش خبری نشد! آقا من خسته شدم از بس جلوی دروازه بهشت رو جارو کردم. امروز تمیز می‌کنم، فردا دوباره پره از پوست تخمه و هسته هندونه و پوست خربزه! من حتی دیدم بعضی‌هاشون کاسبی می‌کنن و هاله های بالاسرشون رو به بقیه می‌فروشن!

خدا میگه:‌ ای جبرئیل! ایرانیان هم مثل بقیه،‌ فرزندان من هستن و بهشت به همه فرزندان من تعلق داره. این‌ها هم که گفتی خیلی بد نیست! برو یه زنگی به شیطان بزن تا بفهمی مشکل واقعی یعنی چی!

جبرییل زنگ میزنه به جناب شیطان. دو سه بار می‌ره روی پیغامگیر تا بالاخره شیطان نفس نفس زنان جواب می‌ده: جهنم. بفرمایید؟

جبرییل میگه:‌ آقا خیلی سرت شلوغه انگار!

شیطان آهی می‌کشه میگه:‌ نگو که دلم خونه. این ایرانی‌ها اشک منو در آوردن به خدا! شب و روز برام نزاشتن! تا روم رو می‌کنم اینطرف، یه آتیشی دارن اون‌طرف به پا می‌کنن! تا دو ماه پیش که اینجا هر روز چهارشنبه سوری بود و آتیش بازی!...حالا هم که .... ای داد!!! آقا نکن! جبرییل جان من برم... اینها دارن آتش جهنم رو خاموش می‌کنن که جاش کولر گازی نصب کنن!!!!

[ ] [ 11:13 AM ] [ yasmas ]

[ ]

داستان کوتاه بیسکوئیت

 داستان کوتاه بیسکوئیت

زن جوانی در سالن فرودگاه منتظر پروازش بود. چون هنوز چند ساعت به پروازش باقي مانده بود، تصميم گرفت براي گذراندن وقت کتابي خريداري کند. او يک بسته بيسکوئيت نيز خريد و بر روي يک صندلي نشست و در آرامش شروع به خواندن کتاب کرد.

 

مردي در کنارش نشسته بود و داشت روزنامه مي‌خواند. وقتي که او نخستين بيسکوئيت را به دهان گذاشت، متوجه شد که مرد هم يک بيسکوئيت برداشت و خورد. او خيلي عصباني شد ولي چيزي نگفت. پيش خود فکر کرد : بهتر است ناراحت نشوم. شايد اشتباه کرده باشد.

 

ولي اين ماجرا تکرار شد. هر بار که او يک بيسکوئيت برمي‌داشت، آن مرد هم همين کار را مي‌کرد. اينکار او را حسابي عصباني کرده بود ولي نمي‌خواست واکنشي نشان دهد. وقتي که تنها يک بيسکوئيت باقي مانده بود، پيش خود فکر کرد : حالا ببينم اين مرد بي‌ادب چکار خواهد کرد؟ مرد آخرين بيسکوئيت را نصف کرد و نصفش ديگرش را خورد. اين ديگه خيلي پرروئي مي‌خواست! زن جوان حسابي عصباني شده بود.

 

در اين هنگام بلندگوي فرودگاه اعلام کرد که زمان سوار شدن به هواپيماست. آن زن کتابش را بست، چيزهايش را جمع و جور کرد و با نگاه تندي که به مرد انداخت از آنجا دور شد و به سمت دروازه اعلام شده رفت. وقتي داخل هواپيما روي صندلي‌اش نشست، دستش را داخل ساکش کرد تا عينکش را داخل ساک قرار دهد و ناگهان با کمال تعجب ديد که جعبه بيسکوئيتش آنجاست، باز نشده و دست نخورده!

 

خيلي شرمنده شد! از خودش بدش آمد ... يادش رفته بود که بيسکوئيتي که خريده بود را داخل ساکش گذاشته بود. آن مرد بيسکوئيت‌هايش را با او تقسيم کرده بود، بدون آن که عصباني و برآشفته شده باشد!  

 

 

 

 

===========================================

 

من ماندم و حلقه طنابی در مشت      بارفتن تو به زندگی کردم پشت

 

بگذار فردا برسد  می شنوی         دیروز غروب عاشقی خود را کشت

[ ] [ 11:42 PM ] [ yasmas ]

[ ]

یه پسری یه دختری

پسری یه دختری رو خیلی دوست داشت که توی یه سی دی فروشی کار میکرد. اما به دخترک در مورد عشقش هیچی نگفت. هر روز به اون فروشگاه میرفت و یک سی دی می خرید فقط بخاطر صحبت کردن با اون… بعد از یک ماه پسرک مرد… وقتی دخترک به خونه اون رفت و ازش خبر گرفت مادر

پسرک گفت که او مرده و اون رو به اتاق پسر برد… دخترک دید که تمامی سی دی ها باز نشده… دخترک گریه کرد و گریه کرد تا مرد… میدونی چرا گریه میکرد؟ چون تمام نامه های عاشقانه اش رو توی جعبه سی دی میگذاشت و به پسرک میداد!

[ ] [ 11:36 PM ] [ yasmas ]

[ ]

روبات دروغ سنج

يه پدري , یه روبات دروغ سنج میخره که با شنیدن دروغ سیلی میزده تو گوش دروغگو

 تصمیم میگیره سر شام امتحانش کنه

 پدر: پسرم، امروز صبح کجا بودی؟

 پسر: مدرسه بودم

روبات یه سیلی میزنه تو گوش پسره

پسر: دروغ گفتم، رفته بودم سینما

پدر: کدوم فیلم ؟

پسر: داستان عروسکها

روبات یه سیلی دیگه میزنه تو گوش پسره 

پسر: یه فیلم سکسی بود

پدر: چی ؟ من وقتی همسن تو بودم

نمی دونستم سکس چیه

روبات یه سیلی میزنه تو گوش پدره

مادر: ببخشش عزیزم،هرچي باشه اون پسرته

روبات یه سیلی میزنه تو گوش مادره

[ ] [ 11:33 PM ] [ yasmas ]

[ ]

به یه بار خوندنش می ارزه.............

يه نفر خوابش مياد و واسه ي خواب جا نداره
يه نفر يه لقمه نون براي فردا نداره
يه نفر مي شينه و اسکناساشو مي شمره
مي خواد امتحان کنه که تا داره يا نداره
يه نفر از بس بزرگه خونشون گم مي شه توش
اون يکي اتاقشون واسه همه جا نداره
بابا مي خواد واسه دخترش عروسک بخره
انتخابم مي کنه ، پولشو اما نداره
يکي دفترش پر از نقاشي و خط خطيه
اون يکي مداد براي آب و بابا نداره
يکي ويلاي کنار درياشون قصره ولي
اون يکي حتي تو فکرش آب دريا نداره
يکي بعد مدرسه توپ چهل تيکه مي خواد
مامانش ميگه اينا گرونه اينجا نداره
يه نفر تولدش مهمونيه ،‌همه ميان
يکي تقويم واسه خط زدن رو روزا نداره
يکي هر هفته يه روز پزشکشون مياد خونش
يکي انشاشو مي ده توي خونه صحيح کنن
يکي از بر شده درد و ، ديگه انشا نداره
يه نفر مي ارزه امضاش به هزار تا عالمي
يکي بعد عمري رنج و زحمت امضا نداره
تو کلاس صحبت چيزي مي شه که همه دارن
يکي مي پرسه آخه چرا مال ما نداره
يکي دوس داره که کارتون ببينه اما کجا
يکي انقد ديده که ميل تماشا نداره
يکي از واحداي بالاي برجشون مي گه
يکي اما خونشون اتاق بالا نداره
يکي جاي خاله بازي کلاس شنا مي ره
يکي چيزي واسه نقاشي ابرا نداره
يکي پول نداره تا دو روز به شهرشون بره
يکي طاقت واسه ي صدور ويزا نداره
يکي فکر آخرين رژيماي غذاييه
يکي از بس که نخورده شب و روز نا نداره
يکي از بس شومينه گرمه مي افته از نفس
يکي هم براي گرماي دساش ها نداره
دخترک مي گه خدا چرا ما .... مادرش مي گه
عوضش دخترکم ، او خونه ليلا نداره
يه نفر تمام روزاش پر رنج و سختيه
هيچ روزيش فرقي با روزاي مبادا نداره
يکي آزمايش نوشتن واسش ،‌اما نمي ره
مي گه نزديکياي ما آزمايشگا نداره
بچه اي که تو چراغ قرمزا مي فروشه گل و
مگه درس و مشق و شور و شوق و رؤيا نداره
يه نفر تمام روزا و شباش طولانيه
پس ديگه نيازي به شباي يلدا نداره
ياد اون حقيقت کلاس اول افتادم
دارا خيلي چيزا داره ولي سارا نداره
راستي اسمو واسه لمس بهتر قصه مي گم
مليکا چه چيزايي داره که رعنا نداره ؟
بعضي قلبا ولي دنيايي واسه خودش داره
يه چيزايي داره توش که توي دنيا نداره
هميشه تو دنيا کلي فرق بين آدما
اين يه قانون شده و ديروز و حالا نداره
آدما از يه جا اومدن ، همه مي رن يه جا
اون جا فرقي ميون فقير و دارا نداره
کاش يه روزي بشه که ديگه نشه جمله اي ساخت

[ ] [ 11:31 PM ] [ yasmas ]

[ ]

ما ایرانیا.................

می‌گن یه روز جبرئیل می‌ره پیش خدا گلایه می‌کنه

که:‌آخه خدا؟ این چه وضعیه آخه؟ ما یه مشت ایرونی داریم توی بهشت که فکر می‌کنن بهشت كه فكر ميكننداومدن خونه باباشون! بجای لباس و ردای سفید، همشون لباسهای مارک‌دار و آنچنانی می‌پوشن! هیچکدومشون از بالهاشون استفاده نمی‌کنن، می‌گن بدون بنز و بی‌ام‌و جایی نمی‌رن! اون بوق و کرنای من هم گم شده، یکی از همین‌ها دو ماه پیش قرض گرفتش و دیگه ازش خبری نشد! آقا من خسته شدم از بس جلوی دروازه بهشت رو جارو کردم. امروز تمیز می‌کنم، فردا دوباره پره از پوست تخمه و هسته هندونه و پوست خربزه! من حتی دیدم بعضی‌هاشون کاسبی می‌کنن و هاله های بالاسرشون رو به بقیه می‌فروشن!

خدا میگه:‌ ای جبرئیل! ایرانیان هم مثل بقیه،‌ فرزندان من هستن و بهشت به همه فرزندان من تعلق داره. این‌ها هم که گفتی خیلی بد نیست! برو یه زنگی به شیطان بزن تا بفهمی مشکل واقعی یعنی چی!

جبرییل زنگ میزنه به جناب شیطان. دو سه بار می‌ره روی پیغامگیر تا بالاخره شیطان نفس نفس زنان جواب می‌ده: جهنم. بفرمایید؟

جبرییل میگه:‌ آقا خیلی سرت شلوغه انگار!

شیطان آهی می‌کشه میگه:‌ نگو که دلم خونه. این ایرانی‌ها اشک منو در آوردن به خدا! شب و روز برام نزاشتن! تا روم رو می‌کنم اینطرف، یه آتیشی دارن اون‌طرف به پا می‌کنن! تا دو ماه پیش که اینجا هر روز چهارشنبه سوری بود و آتیش بازی!...حالا هم که .... ای داد!!! آقا نکن! جبرییل جان من برم... اینها دارن آتش جهنم رو خاموش می‌کنن که جاش کولر گازی نصب کنن!!!!


برچسب‌ها: طنز

[ ] [ 11:28 PM ] [ yasmas ]

[ ]

صداي پاي آب


صداي پاي آب     


   

من نديدم دو صنوبر را با هم دشمن

من نديدم بيدي ، سايه اش را بفروشد به زمين .

رايگان مي بخشد ، نارون شاخه خود را به كلاغ .

هر كجا برگي هست ، شوق من مي شكفد

بوته خشخاشي ، شست و شو داده مرا در سيلان بودن.

*****

مثل بال حشره وزن سحر را مي دانم.  

مثل يك گلدان ، مي دهم گوش به موسيقي روييدن.

مثل زنبيل پر از ميوه تب تند رسيدن دارم.

مثل يك ميكده در مرز كسالت هستم

مثل يك ساختمان لب دريا نگرانم به كشش هاي بلند ابري

تابخواهي خورشيد ، تا بخواهي پيوند ،  تا بخواهي تكثير

*****

من به سيبي خشنودم.

و به بوئيدن يك بوته بابونه ، 

من به يك آينه ، يك بستگي پاك قناعت دارم.

من نمي خندم اگر بادكنك مي تركد.

و نمي خندم اگر فلسفه اي ماه را نصف كند ،

من صداي پر بلدرچين را  مي شناسم،

رنگ هاي شكم هوبره را ، اثر پاي بز كوهي را.

خوب مي دانم ريواس كجا مي رويد.

 

***

 

 

[ ] [ 12:8 PM ] [ yasmas ]

[ ]

آهو

آهو خيلي خوشکل بود. يک روز يک پري سراغش اومد و بهش گفت: آهو جون!دوست داري شوهرت چه جور موجودي باشه؟
آهو گفت: يه مرد خونسرد و خشن و زحمتکش.
پري آرزوي آهو رو برآورده کرد و آهو با يک الاغ ازدواج کرد.

شش ماه بعد آهو و الاغ براي طلاق سراغ حاکم جنگل رفتند.
حاکم پرسيد: علت طلاق؟
آهو گفت: توافق اخلاقي نداريم, اين خيلي خره.
حاکم پرسيد: ديگه چي؟
آهو گفت: شوخي سرش نميشه, تا براش عشوه ميام جفتک مي اندازه.
حاکم پرسيد: ديگه چي؟
آهو گفت: آبروم پيش همه رفته, همه ميگن شوهرم حماله.
حاکم پرسيد: ديگه چي؟
آهو گفت: مشکل مسکن دارم, خونه ام عين طويله است.
حاکم پرسيد: ديگه چي؟
آهو گفت: اعصابم را خورد کرده, هر چي ازش مي پرسم مثل خر بهم نگاه مي کنه.
حاکم پرسيد: ديگه چي؟
آهو گفت: تا بهش يه چيز مي گم صداش رو بلند مي کنه و عرعر مي کنه.
حاکم پرسيد:ديگه چي؟
آهو گفت: از من خوشش نمي آد, همه اش ميگه لاغر مردني, تو مثل مانکن ها مي موني.
حاکم رو به الاغ کرد و گفت: آيا همسرت راست ميگه؟
الاغ گفت: آره.
حاکم گفت: چرا اين کارها رو مي کني ؟
الاغ گفت: واسه اينکه من خرم.
حاکم فکري کرد و گفت: خب خره ديگه چي کارش ميشه کرد.
نتيجه گيري اخلاقي: در انتخاب همسر دقت کنيد.
نتيجه گيري عاشقانه: مواظب باشيد وقتي عاشق موجودي مي شويد عشق چشم هايتان را کور نکند.

[ ] [ 5:6 PM ] [ yasmas ]

[ ]

خوش آمدید